با حرمتی که به سیب قائلم
انگور را می ستایم
انگور
سالکی که در معبد سفالین خود به چله می نشیند!
تا من دو رنگی های سیب را فراموش کنم
که در بهشت
میوه ی سرخ ممنوعه بود
و در زمین
همان میوه ی سبز بهشتی لقب گرفته است!
بهرام بهرامی حصاری
با حرمتی که به سیب قائلم
انگور را می ستایم
انگور
سالکی که در معبد سفالین خود به چله می نشیند!
تا من دو رنگی های سیب را فراموش کنم
که در بهشت
میوه ی سرخ ممنوعه بود
و در زمین
همان میوه ی سبز بهشتی لقب گرفته است!
بهرام بهرامی حصاری
چنین تان می بینم:
که زرتشتی را
بر سر دو راهی
بودایی را
در آستانه ی بتخانه ای
به پاسداشت خدایان!
تا رویش لاله ها
با نیلوفر ها پای می کوبم.
تا باد ناگزیری از باغ بگذرد،
صد بار یا هزار
از دریافت آهنگ های خود بهره برده ام.
روزی که در برابر سرنوشت و مرگ
زانو زده ام